
استعداد – استعدادهای ویژۀ خود را تقویت کنید.

محدودیت – محدودیتهای کلیدی خود را شناسایی کنید.
مهارت – دانش و مهارت خود را افزایش دهید.
تنها وسیلۀ مطمئن برای رسیدن به موفقیت، این است که خدماتی که ارائه میدهید بیشتر و بهتر از آن چیزی باشد که از شما انتظار میرود. (اُگ ماندینو)
افزایش مهارت و دانش یکی از مهمترین اصول بهرهوری شخصی میباشد. آنچه را که باید بیاموزید حتما یاد بگیرید تا بتوانید کار خود را در عالیترین سطح انجام دهید. هرچه شما در خوردن نوع خاصی از قورباغه تخصص بیشتری داشته باشید، احتمال شروع به کار و انجام آن بیشتر خواهد بود.
دلیل عمدۀ تأخیر و به تعویق انداختن کارها، وجود احساس عدم کارایی، عدم اعتمادبهنفس یا فقدان توانایی در یک حوزۀ کلیدی از کار میباشد. بهطور کلی، احساس ضعف یا ناکارآمدی در حتی یک بخش از کار، برای ناامید کردن شما از شروع کار کفایت میکند.
دائما مهارتهای خود را در زمینۀ فعالیتهای کلیدی و مهم با زمان هماهنگ کنید. به یاد داشته باشید که هر چقدر هم که امروز مهارتهای خوبی داشته باشید، دانش و مهارتهای شما با گذر زمان کهنه و متروک میشوند. همانگونه که پترایلی، مربی بسکتبال گفته است: «اگر شما در حال بهتر شدن نباشید پس در حال بدتر شدن هستید.»
یکی از مفیدترین تکنیکهای مدیریت از ابتدا تاکنون، این است که شما باید در وظایف کلیدی خود همواره در حال بهترشدن باشید. بهبود شخصی و حرفهای یکی از بهترین وسایل صرفهجویی در وقت میباشد. هر چقدر شما در یک وظیفۀ کلیدی بهتر باشید، اشتیاق شما برای انجام آن بیشتر خواهد بود. هرچه شما بهتر باشید، انرژی و اشتیاق بیشتری خواهید داشت. هنگامی که میدانید که یک کار را میتوانید به خوبی انجام دهید، غلبه بر عادت به تعویق انداختن و انجام بهتر و سریعتر کار نسبت به شرایط دیگر، آسانتر میشود.
مقداری اطلاعات بیشتر یا کمی مهارت اضافی میتواند تأثیر شگرفی بر توانایی شما در انجام بهتر یک کار داشته باشد. مهمترین کارهایی را که انجام میدهید شناسایی کنید و سپس برای بهبود مداوم و روزآمد کردن مهارتهای خود در این حوزهها برنامهریزی کنید.
قانون: یادگیری مداوم، کمترین شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه است.
نگذارید ضعف یا عدم توانایی در هر حوزهای از کار، باعث جلوگیری از پیشرفت شما شود. هر چیزی در کسبوکار، یادگرفتنی است و آنچه دیگران یاد گرفتهاند را شما هم میتوانید یاد بگیرید.
هنگامی که من نوشتن اولین کتابم را آغاز کردم، دچار یأس شدم زیرا نمیتوانستم به سرعت تایپ کنم. ولی به زودی دریافتم که برای نوشتن یک کتاب ۳۰۰۰ صفحهای بایستی یاد بگیرم که تایپ کنم. بنابراین یک کتاب آموزشی خریدم و به مدت سه ماه، روزانه بیست تا سی دقیقه تمرین کردم تا اینکه توانستم در هر دقیقه چهل تا پنجاه کلمه را تایپ کنم. با این مهارت توانستم یک دوجین کتاب بنویسم که هماکنون در سرتاسر دنیا نشر و توزیع میشود. (برایان تریسی)




