
اسرار دلربایی

کارآفرین کیست؟ و کارآفرینی چیست؟
آرزوهای بزرگ
آرزوهای بزرگ در سر داریم. سالهاست با فکر این رویا زندگی کردهایم و شبها را به یادش بیدار ماندهایم. وقتی تصور میکنیم روزی
خواهد رسید که رویایمان تحقق پیدا کند غرق در شادی شده و انگیزۀ بیشتری پیدا میکنیم. زندگی و جهان امروز را با روزی که به خواستهمان رسیده باشیم
مقایسه میکنیم، برنامههای بسیار زیادی برای آینده داریم و همۀ این افکار سبب افزایش امید و انرژی در وجودمان میشود.
بالاخره به این نتیجه میرسیم که برای تحقق رویایمان شروع به حرکت و اقدام کنیم؛ گاهی وقتها به تنهایی در مسیر شروع به
حرکت میکنیم و گاهی به کمک افراد دیگر نیز نیاز داریم. اگر بخواهیم گروهی تشکیل داده و با همفکری آنان پیش برویم، زمان میبرد تا افراد موردنیاز در این گروه را پیدا کرده و گردهم آوریم.
تکتک افراد توجیه میشوند که قرار است چه کاری انجام دهند و برای چه هدفی در گروه حضور دارند.
هرکس با توجه به تواناییهایش شروع به برنامهریزی و اقدام میکند تا کار سرعت بیشتری گرفته و دستیابی به هدف موردنظر و آرزوهای بزرگ آسانتر شود،
زمان میگذرد و افراد گروه نتیجهی کارهایشان را با یکدیگر به اشتراک میگذارند، بهنظر میرسد نتایج بهدست آمده عالی بوده و وقت آن رسیده که کار اصلی آغاز شود.
کار اصلی آغاز میشود، همه با هم شروع به همکاری کرده و در تلاشند تا نتیجه بگیرند. تکاپوی بسیاری صورت میگیرد و همه مشتاقند تا حاصل زحمات خود را ببینند.
پروژه، فرهنگی و اقتصادی، اجتماعی، تولیدی و یا هرچه که باشد فرقی نمیکند اما نتیجهاش بسیارمهم است.
زمان اعلام نتیجۀ موفقیت یا شکست پروژه، افراد تیم استرس بالایی دارند و لحظات به سختی برایشان سپری میشود.
نتیجۀ پروژه مشخص میشود: طرح مذکور، با شکست روبهرو شده است.
برای یک تیم بسیار سخت است که مطلع شوند زحمات طولانی مدتشان حاصلی نداشته و شکست خوردهاند. احساس شکست و ناامیدی به سراغشان میآید. تمام روزهایی که در تکاپو و تلاش بودهاند، همچون فیلمی از مقابل چشمانشان میگذرد و سبب ناراحتی بیشتری میشود. از مدیر تیم، کسی که این طرح را سالها در ذهن خود پرورانده بود، خجالت میکشند و نمیدانند چه پاسخی باید به او بدهند. آن روز، روز سختی برایشان خواهد بود.
تجربۀ شرایط بالا برای هر فرد و گروهی تلخ و سنگین است، آیا مایلید این تجربه را در زندگی خود کسب کنید؟
اگر شرایط فوق برایتان پیش آمد تا چند بار ظرفیت تحمل شکست را دارید؟ یک بار؟ ده بار؟ پنجاه بار؟ چند بار پای هدف خود میایستید
حتی اگر شکست بخورید؟ هدفتان چقدر برایتان مهم است و تا چه اندازه از خود مطمئن هستید؟ چندمین شکست شما را به کل ناامید کرده و سبب میشود کنار بکشید؟
آیا شما با هر بار شکست ناامیدتر میشوید یا مصممتر و محکمتر خواهید شد تا به خواستهتان برسید؟
اگر چندین بار شکست شما را مأیوس کرده و باعث میشود رویای خود را کنار بگذارید ادامۀ مطلب را بخوانید.
جیمزدایسون
شکستهامهمترازپیروزیهاهستند!
میلیاردری که یکی از ایدههای فوقالعادهاش جاروبرقی بدون کیسه آشغال بود و همچنین مالک شرکت دایسون هم هست، حالا یکی از مغزهای خلاق در حیطۀ اقتصادی ارزیابی میشود. جالب است که دایسون در بیشتر مصاحبهها و سخنرانیهایش بیشتر از آن که دربارۀ پیروزی و موفقیتهایش صحبت کند، درباره شکستها و ناکامیهایش صحبت کرده است، البته این کار دلیل دارد، این مغز بزرگ اقتصادی میگوید: «بزرگترین درسهایی که در زندگی گرفته میشود، درس از شکستها و ناکامیهاست. همه ما انسانها اشتباه میکنیم اما مهم این است که ارزش این شکستها را بدانیم و از هر اشتباهی درس بگیریم و سعی کنیم با درس گرفتن از هر شکست، پیشرفت کنیم.»




